مجتبى ملكى اصفهانى

90

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

است . يعنى هرگاه در تكليفى شك حاصل شود و پس از رجوع به ادلّه ، دليلى برآن تكليف حاصل نشود ، اصل برائت مىگويد : تكليف منتفى است . پس موضوع اصل برائت ، تكليفى است كه حكم واقعى آن مشكوك است و محمول آن ، اباحه و جواز ترك يا انجام فعل است . مثلا اگر انسان شك كند كه آيا هنگام ديدن هلال ، دعا واجب است يا نه ، و دليلى بر وجوب دعا حاصل نشود ، اصل برائت مىگويد : دعا واجب نيست . شك در تكليف ، يا شك در وجوب تكليف است ، كه آن را شبهه وجوبيه گويند و يا در حرمت آن است ، كه آن را شبهه تحريميه گويند و در هر دو قسم فوق ، يا شك در حكم كلى براى موضوع كلى است كه آن را شبهه حكميه نامند ، و يا شك در حكم جزئى براى موضوع جزئى است كه آن را شبهه موضوعيه نامند . و اما منشأ شك ، يا عدم وجود دليل است ، و يا اجمال دليل ، و يا تعارض ادلّه و يا اشتباه امور خارجى . برائت دو قسم است : 1 - برائت شرعى . 2 - برائت عقلى . - برائت شرعى : هرگاه حكم شرعى مشكوك باشد و از دست‌يابى به آن نيز نااميد شويم ، وظيفه شرعى مبنى بر نفى حكم شرعى در آن مورد را برائت شرعى گويند . « 1 » - حجيّت برائت شرعى : علماى اصولى شيعه معتقدند كه برائت شرعى در تمام اقسام شبهات

--> ( 1 ) الاصول العامة ، ص 481 .